الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

165

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

باب هشتم : رقص و پاىكوبى در اين باب بر اعمالى نظير رقص و دست‌افشانى و عربده كشيدن صوفيان كه آن را نيز از برترين عبادات شمرده‌اند خط بطلان كشيده و بيشتر مواردى كه قبلا يادآورى شد بر اين معنا نيز دلالت دارند و اكنون موارد ديگرى از كتاب و سنّت بر آن مىافزاييم : آياتى كه از قران بر اين معنا دلالت دارند نظير : وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ : « 1 » نماز آن‌ها در كنار خانهء خدا جز سوت كشيدن و كف زدن ، چيز ديگرى نبود ، بنابراين ، به جهت كفرتان عذاب الهى را بچشيد . خداى متعال ، كفار را به واسطهء اين كار مورد انتقاد و نكوهش قرار داده و آن عمل را يكى از علل و اسباب سزاوارى عذاب دانسته است . علّامه اين موضوع را در كتاب « نهج الحق و كشف الصدق » در مبحث حلول و ردّ بر صوفىگرى آورده و گفته است : عبادت آنان رقص و پايكوبى و كف زدن و آوازخوانى است و خداوند نابخردان و كفار را بر اين كار نكوهش كرده و فرموده است : وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً بنابراين ، كدام گمراهى بالاتر از اين گمراهى است كه فردى با آن‌كه خدا را پرستش مىكند به‌گونه‌اى تبرّك جويد كه خدا بدان وسيله كفار را مورد نكوهش قرار داده است . صاحب « كشّاف » مىگويد : مكا بر وزن تفا و رعا از مادهء مكا يمكو ، به‌معناى سوت كشيدن است و « المكا » نيز از همين ماده است و گويى به جهت سوت كشيدن زياد بدين اسم ناميده شده و تصديه بر وزن تفعله يعنى تصفيق از مادهء صدا و يا از صدّ يصّد است و معنايش اين است كه كفّار ، سوت كشيدن و كف زدن را جايگزين نماز كرده بودند . از جمله رواياتى كه بر اين معنا دلالت دارد مىتوان به روايتى كه كلينى آن را در باب

--> ( 1 ) . انفال ، آيهء 35 .